آسمان

آسمان برای همه یکیست.....

مدادرنگی




همه ی مداد رنگی ها مشغول بودند به جز مداد سفید 

هیچ کسی به او کار نمی داد, همه می گفتند: 

"تو به هیچ دردی نمی خوری"

یک شب که مداد رنگی ها توی سیاهی کاغذ گم شده بودند

 مداد سفید تا صبح کار کرد ماه کشید، مهتاب کشید

 و آنقدر ستاره کشید که کوچک و کوچک تر شد

صبح توی جعبه مداد رنگی جای خالی او با

« هـ ـ ـ ـ ـ ــیـــ ـ ـ ـ ـ ـ ـچ »

 رنگی پر نشد . . . 



آخی یاد بچگیامون افتادم یادتونه همیشه چه رنگایی زود تر کوچیک میشد؟

ولی مشکی همیشه مقتدر و بلند بود!


منم از اینا میخوام



 تمام این سال‌ها دلم برای آن روزها گاهی لک می‌زد. همان روزهایی که مشق‌ها را به عشق نقاشی کشیدن می‌نوشتم. که کنار تمام نامه‌ها به دوستانم یک نقاشی بود.


عذر خواهی میکنم بابت اینکه بهتون سر پست قبلی سر نزدم 

حتما میام

.....................................................................................................

یادش بخیر....

ولی من هنوزم عاشق مداد رنگیا هستم سندهاش هم کاملا مشهوده 

شما چه خاطراتی با این جعبه دوست داشتنی دارین؟بهترین خاطره تون چیه؟

بهترین نقاشی که کشیدین؟

راستی هنوز یادتونه کدوم مداد رنگیا زود تر کوتاه میشدن؟


[ 5 مرداد 1392 ] [ 10:53 ق.ظ ] [ باران ] [ 31 نظر ]
قالب وبلاگ

گالری عکس
دریافت همین آهنگ

قالب وبلاگ