X
تبلیغات
زولا

آسمان

آسمان برای همه یکیست.....

سلامی خدمت شما...(2)

سلام

همون طور که گفتم بعد کلی وقت اومدم به وبلاگم سر زدم...

البته نظراتتونم می خوندم...

بازم نظر برام بذارین...

اگه اینستاگرام هم دارین آی دی تون رو دوس داشتین بذارین اگه نمی خواین کسی هم بفهمه بگین که تایید نکنم...

دلم براتون تنگ شده بود...

ممنون

خدانگهدار

[ 29 تیر 1394 ] [ 07:19 ب.ظ ] [ باران ] [ 3 نظر ]

سلامی خدمت شما...

سلام همراه با ابر متراکم وهوای بارانی   

دلم واسه همتون تنگ شده  

دلم می خواد بیام ولی نمیشه  

ولی نظرات رو می خونم و تایید می کنم!!!


[ 7 مهر 1393 ] [ 06:44 ب.ظ ] [ باران ] [ 0 نظر ]

و پس از مدتی.....

اول سلام





اولین خواهش من اینکه همه ی مطلبو بخونین چون یه مدت نبودم کلی حرف دارم!



باتشکر!


>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>

حیققتش چن صباحی قبل مادر بزرگم رو از دست دادم!

و یکی از دلایلی که حضورتون نرسیدم این موضوع بود!




الان فقط از شما دوتا چیز میخوام:

اولی صلوات وفاتحه برای مادربزرگم

دومی صلوات و دعا بری همه ی بیماران




حالا دیگه به لطف خودتون شاید پنج دقیقه از وقتتونم نگیره!

>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>



خب این روزا همه تو حال و هوای جام جهانی هستن


حضور افتخار آمیز تیم ملیمون رو توی جام جهانی تبریک میگم!


یه صحبت خودمونی که داشتم اینه که کار کسایی که فقط موقع خوشحالی هستن خوب نیست اینو هممون میدونیم پس چرا بعد از بازی با بوسنی ورق برگشت که انگار بعضیا همونایی نبودن که یه سری پیا ما رو راجب بازی خوب ایران در برابر  آرژانتین واسه هم میدادن!بیاین بی انصاف نباشیم همین که تا اینجا اومدیم همین که تو رده بندی از استرالیا و ژاپن بالا تریم همین که از قهرمان آفریقا نخوردیم همینکه 90 دقیقه مردونه و بدون گل جلو آژانتین بازی کردیم ( که حالا مسی دقیقه نود یک گل زد کاری ندارم)

همش به خاطر غیرت همیناست

خدا وکیلی اونی که بعد از بازی با بوسنی رفت تو پیج حقیقی فوش نوشت قبل از بازی با آرژانتین فک میکرد چن تا بخوریم؟!

افتخار میکنم تیم ملی ما تیمی بود که آرژانتین به خاطر روبرویی با ما به داور متوسل شد

و دیماریا برای وقت تلف کردن تعویض شد!

واقعا ناراحت کننده ست!همونطور که فحش دادن به مسی زشت بود!

فرهنگ......


مرسی اشکان




تشکر از همه تون!

>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>

این روزا والیبالیبامون هم افتخار ما شدند


خیلی دوستون داریم


واقعا ممنون


اول از همه بگم که ما تو رو فراموش نمیکنیم آقا حمزه


با امید اینکه دوباره تو زمین ببینیمت




لیگ جهانی والیبال



برای عکسای بیشتر والیبالیستا بروید ادامه مطلب...... 


ادامه مطلب
[ 7 تیر 1393 ] [ 04:27 ق.ظ ] [ باران ] [ 26 نظر ]

طنز(14)



پر کاربردترین دروغ،پشت تلفن:
اونم سلام میرسونه!



ﺩﺧﺘﺮﺍ ﺗﻮﺍﻧﺎﯾﯽ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩﻥ ﺻﺤﯿﺢ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺳﻮﺍﻝ ﺭﻭ ﻧﺪﺍﺭﻥ |:
ﻣﯿﮕﯽ ﻧﻪ ﻧﮕﺎ ﮐﻦ
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﺩﺧﺘﺮﺍ ﺷﻤﺎﺭﻩ ﻣﻮﺑﺎﯾﻠﺘﻮﻥ ﭼﻨﺪﻩ؟




مامانم میگه یکی دو سالت که بود نق نق که میکردی میذاشتمت جلوی تلویزیون واست برفک میذاشتم تا 1 ساعت صدات در نمیومد 






خر کیفی فقط با پول به وجود نمیاد 
گاهی با سبز شدن چراغ چت یه نفر ادم خر کیف میشه






روزای عادی:

مامان من دارم میرم بیرون.

مامانم:باشه،مواظب خودت باش.

روزایی که من قرار دارم:

مامان من دارم میرم بیرون.

مامانم:وایسا،وایسا،منم میخام بیام باهات.
.
.
.
.
.
.
.
.
ازکجامیفهمه خو؟؟؟؟؟ 









آیا میدانستید که حروف تشکیل دهنده ی جمله ی
(( گلِ من الان میام تا ببینمت بای بای ))
توی یک ردیف حروف کیبرد قرار دارن؟
نه جدی نگاه کن!
حالا هنگ کن!
کلی زحمت کشیدم تا کشفش کنم! فک کنم نابغم 









یکی از سخت ترین خداحافظی ها, خداحافظی با سنگیه که از سر کوچه تا دم خونه شوتش کردی :)) 









یکی از کارایی که دوست دارم بکنم اینه که تو عروسی اقوام یهو داد بزنم:"به افتخار دوس دحتر ای داماد !
Cool




ملّت Love میترکونن. ما از این پلاستیک حبابدارا..

اصن یه وضی...






اگه کسایی که بندری میرقصن میتونستن خودشون رو تو اون

حالت ببینن 


میرفتن توبه میکردن






پسرﻩﺍﻭﻣﺪﻩ ﺗﻮ ﺍﺳﺒﺎﺏ ﺑﺎﺯﯼ ﻓﺮﻭﺷﯽ ,


ﺑﺮﮔﺸﺘﻪﻣﯿﮕﻪ ﺍﯾﻦ ﭘﻠﻨﮓ ﺻﻮﺭﺗﯿﺘﻮﻥ


ﺭﻧﮕﺒﻨﺪﯼﺩﺍﺭﻩ؟


ﯾﻌﻨﯽﺩﺍﻏﻮﻥ ﺷﺪﻣﺎ!!


 ﻣﯿﻔﻬﻤﯽ؟؟


ﺩﺍﻏﻮﻥ








اتفاقی رفتم تو یه وبلاگی 


تا صفحه باز شد نوشت اسمتو بنویس منم نوشتم خاک تو سرت


دیدم یه پنجره باشد نوشته: خاک تو سرت خوش اومدی به اینجا









منم یه موقعی عزیز دل یه نفر بودم :(((


الان عزیز دل همه ام:)))))))))))))


حتی شما دوست عزیز:))))







امروز به این نتیجه رسیدم که هر وقت میرم کارواش همه پرنده ها اسهال


 میگرین!










دادش گودزیلای من 6سالشه انقد مامانمو اذیت کرد مامانم عصبانی شد گفت:


اگه بیام انقد میزنمت که به خر بگی آجی 

آخه مادر من به من چه آخه

عه عه عه عه عه عه










آقایون عزیزی که اعتقاد دارید لوازم آرایش تحریم میشه کلی می خندید…!



به اینم فکر کردید که این قرص و پودرهای بدنسازی تحریم بشه کی باید بخنده؟


بهله


گفتم در جریان باشید :))










یه مقاله خوندم توش نوشته بود:

بعد از هر ۲۰ دقیقه کار با کامپیوتر،۲۰ ثانیه به یه جای دور نگاه کن!


از همینجا خدمت عمه صاب مقاله سلام عرض میکنم و میگم:

آخه عزیز من !


من اگه میدونستم ۲۰ دقیقه دیگه کِی میشه،که ۴ بار چاییم سرد نمیشد!!






پکیلیتاماکو" چیست؟

نام رشته کوهی در آمریکا؟

نام رودخانه ای در جنوب آفریقا؟

.

.

.

خیر! این زمزمه ی یک اصفهانیست که دنبال کلیدهایش میگردد!!






من وختی رفتم فیس بوک متوجه شدم 99% مردای ایرونی هیکل 6 تیکه دارن و


 همه خانوم ها چشم رنگی و مدل پرنسس هستن!!!!



اوناییم که تو خیابون میبینم ایرانی نیستن ...




نظر یادت نره ها!




[ 12 اردیبهشت 1393 ] [ 03:38 ب.ظ ] [ باران ] [ 28 نظر ]

انتخاب رشته!کمک!

سلام دوستان! لطفا متن  رو بخونین!


من یه مدت نبودم واین به دلایل مختلفیه که یکیش درسا هستن به همین خاطر ازتون عذر خواهی میکنم

البته فک کنم تابستون دوباره اوضاع بسیار بسیار بهتر تر بشه!

الان غرض از مزاحمت انتخاب رشته ی دبیرستانه که واسه من مشکل درست کرده به همین خاطر از شما بزرگواران درخواست میکنم  که بهم کمک کنین ,از تجربه های خودتون بگین و بگین به چه رشته هایی توی شهرتون نیازه تا ده سال اینده!و به نظرتون بازار کار چه رشته ای خوبه واسه من دیگه اینکه رشته های دانشگاهیو بهم معرفی کنین!

راستش اگه بحث علاقه پیش بیاد باید بگم که من هر چهار راه رو دوس دارم

از هنرستان و هنر:رشته گرافیک رایانه ای و گرافیک صنعتی

از رشته انسانی: روانشناسی

از رشته ریاضی فیزیک:عمران و مهندسی پزشکی و رشته های دبیری

از رشته تجربی: پزشکی و پیراپزشکی(رشته های بیمارستانی)

بخاطر همین نمیشه از روی غلاقه عمل کرد البته میدونم کار درستی نیس بخاطر یک یا دو رشته دانشگاهی وارد یه رشته دبیرستانی شی چون ممکن بهش نرسی و افسرده شی

دیگه از راه استعداد هم واقعا نمیدونم ولی من نقاشیم خوبه از نظر حفظی هم بدک نیستم اطلاعات عمومیم هم خوبه و به تاریخ علاقه دارم البته ریاضیم هم بدک نی

ولی اصلا دلم نمیخواد برم  هنرستان یا رشته انسانی چون انسانی که اشباعه و هنرستان هم شغل درست درمونی نداره!

 

لطفا بهم کمک کنین

دوباره تاکید میکنم

 ,از تجربه های خودتون بگین و بگین به چه رشته هایی توی شهرتون نیازه تا ده سال اینده!و به نظرتون بازار کار چه رشته ای خوبه واسه من دیگه اینکه رشته های دانشگاهیو بهم معرفی کنین!


[ 20 فروردین 1393 ] [ 07:17 ب.ظ ] [ باران ] [ 20 نظر ]

خوش به حال روزگار!!!

بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک



شاخه‌های شسته، باران خورده، پاک



آسمان آبی و ابر سپید



برگهای سبز بید



نرم نرمک می رسد اینک بهار



خوش به حال روزگار





عیدتون مباررررک!




خوش باشید!



سر سال تحویل دعا برا همه یادتون نره!



کاش امام زمان هم موقع سال تحویل باشه!آمین!



[ 25 اسفند 1392 ] [ 09:10 ب.ظ ] [ باران ] [ 19 نظر ]

والیبال ایران و امریکا و ما

والیبال ایران و امریکا و ما

سلام امیدوارم که حالتون خوب باشه و سرحال این مطلبو بخونید

باید پیروزی های اخیرتیم های ملی ایران رو تبریک بگم اول از همه فوتبالی های محترم که زحمت کشیدن و از لبنان بردن



دومم اینکه دم بچه های فوتبال ساحلیمون هم درد نکنه که اول زدن ایتالیا رو له وپه کردن بعدشم جلو اماراتیا  روسفیدمون کردن و تا چندساعت دیگه قراره برن جلو روسیه که امیدوارم موفق باوووووووووووووووووووووووووووووووشن



حالا میرسیم به والیبالی های گل که رفتن مسابقات بین قاره ای اول هم روی ایتالیاای  ها رو کم کردن  همون ایتالیایی هایی که چندین بار قهرمان شده بودن البته درسته که بعدش جلو روسیه نتیجه رو واگذار کردن ولی همه مون میدونیم که میتونستن ببرن ولی اعتماد بفنسشونو از دست داده بودن وگرنه ایتالیا که از ما باخته بود از اونا برده بود

و اما بازی با آمریکا

ما و بازی والیبال ایران و امریکا:

بازی ساعت 7و 40 دقیقه شروع میشد و سرویس من ساعت7و 45 میاد دنبالم منم تی وی رو روشن کردم و به بهانه اش خوردن آش نشستم نگا کردم و از اون ورم 5 دقیقه هم طولش دادم ولی بالا خره تقدیر الهی این بود که باید میرفتم مدرسهوقتی داشتم درو میبستم بازی تو ست اول 5-7 بود 

آقای سرویس محترم هم که اصلا انگار نه انگار بازی داره اون ماس ماسک رادیو رو برامون روشن نکرد

دیگه اینکه بعد از طی کردم پهنای حیاط مدرسه به کلاس رسیدم.کسی خبر جدید تری نداشت!

 تا اینکه مغز یکی از دوستان 

گلواژه بیرون داد اونم این بود که به تی وی نمازخونه چشم بدوزیمالبته اگه قبول کنن

وقتی رفتیم  تونماز خونه(به جای صف) هیچی این جرئتو به خودش نداد که ه همچین درخواستی بکنه ولی نهایت کاری که کردن ینی یک از بچه ها کرد گفت : واسه برد تیم والیبال صلوووووووووووووووووووووووووووووات

-اللهم صل علی محمد و آل محمد -

توی نماز خونه هم یکی از بچه ها که دیر اومده بود گفت که ست اول بردن 

و ما وسط سخنرانی های طرف

هووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررا

هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

.

.

.

حالا دیگه نیم ساعت بود که از والیبال خبری نداشتیم چهره ها نگران

وقتی دبیرمون برگشت گفت خب حالا باید کوئیز بدین گفتیم ما استرس داریم نمیتونیم

_واسه چی؟

-والیبال!

- خیلی خب تا شما امتحان میدین من براتون میرم تو اینترنت!

_هوررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررااااااااااااااااااااا!

 

هر یه دقیقه نتایج رو اعلام میرد معلممون

اصلا یه وضعی بو د مثلا میگفت 23-22

ما: هووووووووووووووووووووووووووووووووووووووورااااااااااااااا

دوباره اون:23-23: ووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووای

فقط خدا رحم کرد که از دفتر نیومدن سرمون 

این دبیره امروز خیلی پایه شده بود تتازه میگفت بعدشم تو دفتر بین معلما این بحث پیش اومده که این کلاس کی بوده این همه سرو صدا میکردن ؟! گفته کلاس من که نبوده خخخخخ

توی اون دوستی که باختن ما سر کلاس بودیم تا اینکه وقتی فهمیدیم ست 4ام برن کل شلوغ بازی در اوردیم 

بعدش زنگ خورد ولی باز دبیرمون گفت خبرتون میدم

توی زنگ استراحت همه هجوم بردیم به سمت کارگاه کامپیوتر 

سه تا کامپیوتر روشن کردیم هرسه تاش هم تو ه سایت تا نتایج لحظه به لحظه ی ست 5ام رو بگیریم اصلا یه وضعی!!!

انقدر شلوغ بود که این سه تا کفاف نمیداد حوصله مون هم نمیشد بقیه ی کامپیوتر هاهم از استرس زیاد کسی حوصله نداشت روشن کنه توی اون 10 دقیقه انقدر سر و صدا دادیم که مسئول اونجا که صداشم درست نشنیده بودیم داشت دادو بیداد میکرد

نتیجه نزدیک به15 بودکه زنگ خورد اون مسئول محترم بعد از اینکه 5 دقیقه اضافی اونجا وایساده بودیم کلی داد وبیداد کرد که برید بیرون و اخرین نتیجه ای که در دست داشتیم 15-15 بوووووووووووووووووود

استرس به اوج خودش رسده بود که رفتیم پیش اون معلمه اونم با کمی گشتن نتیجه رو اعلام کرررررررررررررد


ایرررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررران برد


هوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووررررررررررررررررا

 



سرو صدا ها رفت بالا همه ریختن داخل کلاس و شعاری که ساختنش بر عهده ی اینجانب بود سر دادند:

سید باتعصب-هو-هو-هو-هو

سید باتعصب -هو-هو-هو-هو

داشتیم موسوی تشویق میکردیم غافل از اینکه اون بیچاره مصدوم شده ایشاله زودتر خوب شه





بعدشم رادیو رو به بلندگو مدرسه وصل کردن از اون طرف باعث شلوغ کاری های ما شد

کلا روز جالبی رو پشت سر گذاشتیم

واقعا میبینین بچه های تیزهوشان دست پسرا رو ازپشت بستن بس شیطونن

این بود حرف های من




[ 2 آذر 1392 ] [ 06:46 ب.ظ ] [ باران ] [ 101 نظر ]

محرم آمد...(2)

محرم آمد و عیدم عزا شد حسینم وارد کرب و بلا شد  



[ 13 آبان 1392 ] [ 05:51 ب.ظ ] [ باران ] [ 31 نظر ]

طنز(13)






اینایی که وقتی شوهر می کنن کلاس میزارن میگن فلان چیزو بخورم پوستم خراب میشه و فلان چیزو باید بخورم تا فلان نشه همونایی هستن که زمان مجردی صورتشون از شدت جوش شبیه آسفالت جاده های بیابانهای کالاهاری بوده !

.
.
اینایی که میگن حاضریم تمام زندگیمونو بدیم برگردیم به دوران درس و مدرسه همونایی هستن که خودشونو میزدن به مریضی که نرن مدرسه !
.
.
اونایی که هرچی روی مانیتور میاد فقط اوکی می کنن همونایی هستن که وقتی حرف میزنی سرشونو تند تند به علامت تصدیق تکون میدن !
اینا کلا مغز ندارن …
.
.
بعضیا زن میگیرن واسه طلاق دادن ، اینا همونان که طلاق میدن واسه زن گرفتن !
.
.
اینا که تو انتخابات رای ندادن ولی الان دارن هوار میکشن و مچکریم مچکریم میکنن همونایی هستن که روزه نمیگیرن ولی سر سفره افطار دو لپی می لنبونن !

.
.
اینایی که تا یه چیزی میشه میگن “شِت” همونایی هستن که تا چند وقت پیش وقتی یه چیزی میشد میگفتن “دَدَم وای”
.
.
اونایی که میگن ما میریم فیسبوک فقط واسه تبادل اطلاعات همونایی هستن که میرن تایلند واسه دیدن مناظر طبیعی !

.
.
این دخترایی که منتظرن یکی با اسب سفید بیاد ببرتشون همونایی هستند که اگه بترشن به خر سیاه هم رضایت میدن !
اینارو اذیت نکنید چون دیگه چیزی برای از دست دادن ندارن …
.
.
اینایی که وقتی میرن پارک لپتاپشون رو میبرن میشینن فیلم میبینن همونایی هستن که تو پذیرایی خونشون فوتبال بازی میکنن !
.
.
اینایی که به اینترنت اکسپلورر احترام نمیزارن همونان که پس فردا بچه هاشون میبرنشون خونه سالمندان !
.
.
آﺩﻣﺎﻳﻲ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺗﺎﺑﺴﺘﻮﻥ ﺳﺮﻣﺎ ﻣﻴﺨﻮﺭﻥ :
ﻫﻤﻮﻧﺎﻳﻴﻦ ﮐﻪ ﻣﻴﺨﻮﺍﻥ ﺑﺮﻥ ﻋﺮﻭﺳﻲ ﮐﻔﺘﺮ گند میزنه به لباسشون …
ﻣﻴﺮﻥ ﺗﻮﺍﻟﺖ ﺁﺏ ﻗﻄﻊ ﻣﻴﺸﻪ …
ﻣﻴﺮﻥ ﺣﻤﻮﻡ ﺑﺮﻗﺎ ﻣﻴﺮﻩ …
ﻣﺎﺷﻴﻨﺸﻮﻧﻮ ﻣﻴﺒﺮﻥ ﮐﺎﺭﻭﺍﺵ ﺑﻌﺪﺵ ﺑﺎﺭﻭﻥ ﻣﻴﺎﺩ …
ﺩﻻﺭ ﻭ ﻃﻼ ﺑﺨﺮﻥ ﺍﺭﺯﻭﻥ ﻣﻴﺸﻪ ﺑﻌﺪ ﺗﺎ ﻓﺮﻭﺧﺘﻦ ۴ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻣﻴﺸﻪ …
ﺭﻭﺯﻱ ﮐﻪ ﺭﻳﻤﻠﺸﻮﻥ ﻗﺸﻨﮓ ﺑﺎﺷﻪ ﺣﺘﻤﺎ ﮔﺮﻳﻪ ﺷﻮﻥ ﺩﺭﻣﻴﺎﺩ …
ﺭﻭﺯﻱ ﮐﻪ ﻣﺎﺷﻴﻦ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻦ ﺑﺎﺭﻭﻥ ﻣﻴﺎﺩ …
کلا به اینا دست نزنید چون خیلی داغونن !!!
.


.
ﺍﯾﻦ ﺩﺧﺘﺮﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﺭُﮊ ﻟﺐ ﺭﻭ ﻣﯿﮑﺸﻦ ﺑﺎﻻﯼ لبشون ، ﺷﻮﻫﺮاشون ﻫﻤﻮﻧﺎﯾﯽ ﻫﺴﺘﻦ ﮐﻪ ﺷﻠﻮﺍﺭﺷﻮنو ﻣﯿﮑﺸﻦ ﺗﺎ ﺑﺎﻻﯼ ﺷﮑﻤﺸﻮﻥ !
.
.
این پسرایی که یه روز بعد از دوستی به مخاطب خاصشون میگن خانومم دقیقا همونایین که روز اول مهدکودک به خانم مربی میگفتن خاله …
اینا کلا زود فامیل میشن !!!
.
.
معمولا اون دسته از آدمایی که هندونه زیر بغلت میزارن همونایی هستن که پوست موزَم زیر پات میندازن کثافطا !
.
.
بعضیا یه ژنی دارن که باعث میشه دری که باز میکنن نبندن مثلا در اتاق ، کشو ، کمد ، شامپو ، خمیر ریش ، خمیر دندون …
اینا یه گروه ازونایی هستن که خیلی رو اعصابن و باید از پِلک آویزنشون کرد !
.
.
این دخترایی که با یه نم بارون “بوت” میپوشن هموناییَن که تو حراج ۷۰درصد پارسال خریدن و تا الان لحظه شماری کردن که زودتر بپوشن !

.
.
اینایی که رژیم سخت میگیرن و خودشونو تیکه تیکه میکنن و یک عالمه لاغر میشن بعد که ازشون سوال میکنی “چیکار کردی انقد لاغر شدی ؟” میگن هیچی همینطوری ، اینا همونایی هستن که تو مدرسه خر میزدن میگفتن هیچی نخوندیم و بعد از ریشه یابی همونایی هستن که دمپایی توالتو خیس میکنن !!!


[ 8 آبان 1392 ] [ 03:45 ب.ظ ] [ باران ] [ 15 نظر ]

طنز(12)





به مامانم میگم میز مبل برای گل گذاشتن روش نیست ، واسه اینه که پامو بزاریم روش حالشو ببریم !
میگه پس اون جارویی هم که تو خونس برای تمیز کردن نیس برای خوردن تو صورتته …

.
.

.

یکی از فامیلامونو بعد سالها تو مهمونی دیدم ، بهم گفت : چیکار میکنی ؟ گفتم کار کیف زنونه. گفت با موتور کیف میزنی یا پیاده ؟؟؟

.
.

.




ا

عاقا ما یه دوست داریم وقتی باهاش اسم فامیل بازی میکنیم اگه مثلا اسمو نوشته باشه شیوا فامیلو مینویسه شیوایی ، اگه حیوونو بنویسه شیر اشیا رو مینویسه شیر پلاستیکی !
یه بارم حیوون با ک رو نوشته بود کک حالا دیگه خودتون کک پلاستیکی رو تصور کنین دیگه !


.

.

.



پیراهن تازمو با کلی ذوق و شوق به دوستم نشون دادم ، میگه مبارکه عین رو بالشیای خدا بیامرز مادربزرگمه !

.
.

.

برادرزادم اومده خونمون مهمونی بهش میگم میگو گرفتم سرخ کنم بخوریم اگه باز سیر نشدی یه پیتزایی خوب میشناسم می برمت اونجا …
برگشته میگه عمو خیلی گدایی ! چرا برام فلافل نمی گیری ؟
.

.
صب از خونه زدم بیرون ، دیدم گوشیم نیست !
از یه بنده خدایی گوشی گرفتم زنگ زدم خونه پرسیدم گوشی من خونه ست ؟ گفتن حالا میگردیم خبر میدیم !
یهو دیدم گوشیم داره از اعماق کیفم زنگ میخوره ، پیداش کردم دیدم از خونه زنگ میزنن … میگم : بله ؟ میگن : الو سلام ؛ میگماااا گوشیت تو خونه نیستااا ؛ بگرد پیداش کن !!!

.
.

.





دخترخالم ۵سالشه اومده گوشیشو گذاشته رو تاقچه برگشته میگه : مامان یه وقت مسیجامو نخونیا !!!
اونوخت من تا ۱۰سالگی فک میکردم گوزنا شوهر آهوها هستن …

.
.

.


بچم دو سالشه الان یه ماهه به من میگه دایی محسن !
نه دایی داره نه محسن داریم !!!
امکان داره آدم تو این سن توهم بزنه ؟

.
.

.

تو جاده شمال تو این سرازیری های پیچ در پیچ دوستم میگه مگه شمال تو نقشه بالا نیست ؟ میگم چرا ؟!
میگه پس چرا ما همش سرازی میریم ؟؟؟

.

.

.

به داداشم میگم لامصب دسشویی میری سریع بیا بیرون مام کار داریم اون تو خب !
میگه یه وقتایی که تو دستشویی ام و یکی به شدت منتظره که بیام بیرون الکی طولش میدم ، آدم احساس قدرت می کنه ؛ انگار تو اون لحظه زندگی اونی که بیرونه توی دستاته !




[ 29 مهر 1392 ] [ 05:07 ب.ظ ] [ باران ] [ 44 نظر ]

تسلیت


سلام مانا جون


خبر درگذشت پدر بزرگ عزیزت چنان سنگین و جانسوز است که به دشواری به باور می نشیند ولی در برابر تقدیر حضرت پروردگار  چاره ای جز تسلیم و رضا نیست خداوند قرین رحمتش فرماید.

[ 25 مهر 1392 ] [ 11:12 ق.ظ ] [ باران ] [ 16 نظر ]

والیبالیستای خوبمون(4)


سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

من باوزم با یه پست خومشل والیبالی اوووووووووووووووووووووومدم!

میدونم دیره ولی باید قهرمانیشون رو تبریکات ویژه خدمتتون عرض کنم!

اینم یه سری عکس خومشل خومشل گذاشتم!



معلوم نیست کیه که گند زده دو کاپیتانی دارن بهش بد نیگا میکنن


به تعداد زیادی عکس هم توی ادامه مطلبه

حتما برید و نظر فراموش نشه 

 


ادامه مطلب
[ 20 مهر 1392 ] [ 11:39 ب.ظ ] [ باران ] [ 29 نظر ]

طنز(11)




ﺯﻥ ﻫﺎ ﺍﺻﻦ ﭘﯿﭽﯿﺪﻩ ﻧﯿﺴﺘﻦ!
ﻓﻘﻂ ﯾﻪ ﮐﻢ ﻣﺤﺒﺖ ﻣﯿﺨﻮﺍﻥ
ﯾﮑﻤﯽ ﻫﻢ ﻋﺸﻖ
ﻭ ﯾﮑﻤﯽ ﻫﻢ ﭘﻮﻝ
ﻭ ﯾﻪ ﮐﻤﯽ ﻫﻢ ﺗﻌﺮﯾﻒ
ﯾﻪ ﮐﻤﯽ ﺗﻔﺮﯾﺢ
ﯾﻪ ﮐﻤﯽ ﺧﺮﯾﺪ
ﯾﮏ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺗﺮﺟﯿﻬﺎ ﺑﺎﻻﯼ ۴ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ
۲ ﺗﺎ ﺧﻮﻧﻪ ﺗﻮ زعفرانیه
ﯾﻪ ﻭﯾﻼﯼ ۵۰۰۰ﻣﺘﺮﯼ ﺗﻮ ﺷﻤﺎﻝ
ﻭ ﭼﻨﺪﺗﺎ ﭼﯿﺰ ﺩﯾﮕﻪ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﻣﺮﺩﺍ ﺳﺮ ﺩﺭﻧﻤﯿﺎﺭﻳﻦ!

::
::
ﺑﻪ ﮐﺎﻓﻪ ﭼﯽ ﮔﻔﺘﻢ ﻫﻤﺎﻥ ﻫﻤﯿﺸﮕﯽ
ﻧﮕﺎﻩ ﺳﻨﮕﯿﻨﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ :
ﺯﺭ ﻧﺰﻥ ﺑﺎﺑﺎ ﺍﯾﻨﺠﺎ ۲ ﻫﻔﺘﺲ ﺍﻓﺘﺘﺎﺡ ﺷﺪﻩ !
::
::
دوسـتـای واقـعـی پشت سر هم حـرف نـمیـزنـن
جمع میشن با هـم پشت سر بـقیـه حرف میـزنن !!
( از کتاب اصول زن بودن – جلد ۸ – پـاورقی صفحه ۲۰۱۳ )
::
::

یعنی ﻣﻮﻧﺪﻡ ﭼﯽ ﺑﮕﻢ
یه ﻣﺰﺍﺣﻢ ﺗﻠﻔﻨﯽ ﺩﺍﺭﻡ .. ﻫﯽ ﺯﻧﮓ ﻣﯽ ﺯﻧﻪ ﻣﻦ ﻓﺤﺸﺶ ﻣﯽ ﺩﻡ…
ﺳﺮﯼ ِ ﺁﺧﺮ ﮐﻪ ﻓﺤﺸﺶ ﺩﺍﺩﻡ ، ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﺯﺩه
ﮐﺎﺭﯼ ﻧﮑﻦ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﺯﻧﮓ ﻧﺰﻧﻤﺎﺍ !
::
::
نمیدونم چه رمزیه لامصـــب
بعضیـــــا میگن “عزیــــــزم” انگار فحــش دادن
ولی بعضیا به آدم میگن “دیوونـــــه” انگار دنیـــا رو به آدم دادن
::
::

ﺍﻋﺘﺮﺍﻑ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺗﻔﺮﯾﺤﺎﺕ ﺩﻭﺭﺍﻥ
ﮐﻮﺩﮐﯿﻢ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﯾﻪ ﻣﮕﺲ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﻢ ﺑﻬﺶ
ﻧﺦ ﻣﯽ ﺑﺴﺘﻢ ﺑﻌﺪ ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﻫﻢ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﻢ
ﺑﺎﻟﻬﺎﺷﻮ ﻣﯿﮑﻨﺪﻡ ﻣﯿﺒﺴﺘﻤﺶ ﺍﻭﻥ ﺳﺮ ﻧﺦ, ﺑﻌﺪ ﻣﮕﺲ
ﺳﺎﻟﻤﻪ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﻭ ﺍﯾﻦ ﯾﮑﯽ ﺭﻭ ﺑﮑﺴﻞ
ﻣﯿﮑﺮﺩ ﻣﯿﺒﺮﺩ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺵ
ﻻﻣﺼﺐ ﺻﺤﻨﻪ ﯼ ﭘﺮﺍﺣﺴﺎﺳﯽ ﺑﻮﺩ
::
::
یکی از مشکلات دوران تحصیل اینه که وقتی گرسنت میشه نمیتونی درس بخونی
وقتی هم که سیر میشی نمیتونی درس بخونی
ولی مشکل اصلی تر اینه که حد وسط نداره ، یا گرسنه ای یا سیر !
::



 حالا چند تا عکس باحال




0ta100hamechi


تو هم از این کارا میکردی؟!




 

توهم جزیره میخوای کوچولو؟!



من دیگه حرفی ندارم


نظر یادت نرررررررررررررررررره
[ 13 مهر 1392 ] [ 07:05 ب.ظ ] [ باران ] [ 40 نظر ]

رحمتی و پرسپولیس

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

امیدوارم که حالتون خوب خوب باوشه 

این روزا برنامه ویتامین 3 هم شروووووووووووووووووع شده ولی نمیدونم چه حکمتیه تو تابستونه برنامه پخش نمیکنن بعد تو مدرسه ها پخش میکنن (قابل توجه مهلا جوووووووون)


سید کاشونی کچل کرده(قابل توجه آقامهران و آقا سعید)

سربازه؟!






بی خیال اصلا من چیکار به مرذم دارم اصلا!!!!!!!!!!


راستش دیروز یه آهنگ جالب انگیز ناک درباره استقلال شنیدم خیلی باحال بود !خواننده اش هم مهدی کبریاست! پیشنهاد میکنم تو گوگل سرچ کنید و دانلودش کنید(قابل توجه استقلالی هاااااااااااااااااااااااااااااااااااا)

این آهنگو وقتی رفته بودم توی یکی از وبلاگای هودارای سید مهدی رحمتی  شنیدم


http://media.jamnews.ir/Original/1392/02/11/IMG20425152.jpg


خیلی دمش گرمه 




اینم پسرهاش علی و عطا


عکس دیدنی سید مهدی رحمتی و پسرانش


            

            

اگه میپرسین چرا دارم میخندم 

باید بگم که رد گم کنی خیلی حال میده


البته نه اینکه بگم هرچی گفتم سرکاری هستا ولی باید بگم که اشتباه فهمیدیندرسته ک گفتم آهنگه خوب بود ولی باید بگم یه تیکه دری وری میگه توش !خخخخ!ولی میگم برای تیم استقلال خوب آهنگی ساختن حالا یه آهنگ خومشل برای پرسپولیس معرفی کنین!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!(قابل توجه پرسپولیسیا)


بعدشم شما دارین مطلب یه پرسپولیسی رو میخونین!






خب حالا پرسپولیسیا نگن عجب آدمیه! عکس دروازه بان خودمونو نزده


اینم علیرضا حقیقی(قابل توجه دونفر)






خب حالا اگه کسی حرفی نداره میخوام خودم یه چیزایی بگم! من یه پرسپولیسی ولی طرفدار سید مهدی رحمتی(چون آدمه خوبیه و خوب بازی میکنه) ولی حال میکنین با چه آدم عجیب غریبی طرف هستین!البته تا موقعه ای که رحمتی توی سپاهان و تیم ملی بود همه چیز درست بودا ! 

ولی الانم باید خدمتتون عرض کنم که توی داربی بعد 7 تا گل به استقلال میزنیم که هفتمی آفسایده و دوباره میشن شیش تاییا!

راستشو بخواین انقدر دوس دارم یه بچه داشته باشم فامیلیش پرسپولیسی باشه بعد اسمشو بذارم پرچم بعد اونم توی


 مدرسه بره رو پشت بام ومدیر از راه برسه بگه بچه ها این کیه رفته بالا؟ بعد بچه ها جواب بدن:"پرچم پرسپولیسی


 همیشه بالاست"خخخخخ


ولی خب فقط تیم ملی

راستش توی بازی استقلال با تایلندیا ما هم امیدوار به پیروزی استقلال بودیم! دم آندو هم گرم با اون گلش کلی شادمون کرد!آخه استقلال هم نماینده کشورمونه!


حالا اصلا بیخیال این دوتا !اصلا به من باشه میگم فقط فجر شهید سپاسی! ولی حیف که حمایت نمیشه!

امیدوارم که توی این توضیحا کسی نارحت نشده باوشه!

راستی شما طرفدار کدوم تیمید؟


قابل توجه کسایی که نظر نمیدن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


[ 1 مهر 1392 ] [ 03:21 ب.ظ ] [ باران ] [ 44 نظر ]

یه سری حرف

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

یه سری حرف داشتم ک باید میزدم

اول اینکه توی مسافرت رفتیم یه جایی رفتیم که اینو میگفتن اگه مازنی بلدین خواهشا بگین  این چه معنیی میده البته خودمم یه حدسایی زدما:



سیم کش خارزا


خواهشن بگین چون دارم از فوضولی میترکم میخواببینم اونی که فکر میکنم معنی میده یا یه چیز دیگست............



اینم یه جوک


زنگ زدم مدرسان شریف !

گفت : بله ، بفرمایید

گفتم : مدرسان شریف :|

گفت : بله ، درسته امرتونو بگید !

گفتم : مدرسان شریف :|

گفت : مسخره کردین ؟ :|

گفتم : مدرسان شریف !

گفت : دیگه مزاحم نشید :|

گفتم : مدرسان شریف :lol:

حقشونه کصااافطاااا ! یکم بفهمن ما چی میکشیم :|



بعد یه نکته قابل تاملی که باید بگم اینه که توی سریال مادرانه مار مریم وارد اتاق مریم میشه وبه مریم که دراز کشیده میگه من که میدونم تو هیچوقت با روسری نمیخوابی!!!!!!!!!!!!
چشم بسه غیب گفت
نامرده هرکی روسریشو در نیاره
این چه خلاقیتیه که نویسنده به کار برده


      

یکی از هنرمندهای من



از خرابکاری های اینجانب اینه که یه بار رفتیم اسکان فرهنگیان توی یه هنرستان حالا شهرش هم بمونه 
هنرستانه خیلی بزرگ بود کلی توش دور زدیم و توی هر کلاسی سرک کشیدیم

بعد به یه اتاق رسیدیم چراغاش خاموش بود یک نفر بهم گفت کسی توشه دست به درش نزنا گفتم نه این وسایل عجیب غریب توشه نمیخواد کسی دست بزنه درشو هم بستن چشمتون روز بد نبینه منم مثل فوضولا  دست زدم به دستگیره در  و کلی سعی کردم بازش کنم ولی باز نشد بعد قیافه حق به جانب ها به خودم گرفتم و گفتم دیدی دیدی من ک گفتم
هنوز راهرو رو تموم نکرده بودیم ترق ترق در باز میشود  و یه نفر از تو اتاق بیرون میاد  پسره یه ساعت تو راهرو نگا میکرد که بفهمه کی بود ه از خواب بیدارشو کرده

خخخ
 قیافه ما  
قیافه اون
من بهشون گفتم پشت سرتون نگا نکنین میفهمه هااااااا
خخخخ
ولی هیچ چیز غیر ممکن نیست اگه داری این مطلبو میخونی واقعا عذر خواهی میکنم من نمیدونستم

  




راستی:

خانوم فاطمه رستمی به بخش اطلاعات!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

لطفا آدرس وبتو برام بنویس



هرکی نظر نده با من طرفه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!




[ 28 شهریور 1392 ] [ 11:16 ق.ظ ] [ باران ] [ 34 نظر ]

ولادت امام رضا (ع)


ولادت امام رضا(ع) رو به همتون تبریک میگم!




ای راهب کلیسا دیگر مزن به ناقوس

خاموش کن صدارا، نقاره می زند طوس

آیا مسیح ایران کم داده مرده را جان

جانی دوباره بردار با ما بیا به پابوس

آنجا که خادمینش از روی زائرینش

گرد سفر بگیرند با بال ناز طاووس

خورشید آسمان ها در پیش گنبد او

رنگی ندارد آری چیزی شبیه فانوس

رویای ناتمامم ساعات در حرم بود

باقی عمر اما افسوس بود و کابوس

وقتی رسیدی آنجا در آن حریم زیبا

زانو بزن به پای بیدار خفته در طوس..


السلام علیک یا علی بن موسی الرضا






ای کاش ما هم الان اونجا بودیم ولی از همه کسایی که اونجان التماس دعای مخصوص دارم 
سلام ما رو هم به امام رضا (ع)برسونین

البته از شما هم التماس دعا دارم
خواهشن ما رو فراموش نکنین


[ 26 شهریور 1392 ] [ 10:41 ق.ظ ] [ باران ] [ 24 نظر ]

ولادت امام رضا وژست با مجسمه

ولادت امام رضا(ع) رو تبریک میگم!






.
.
.
.
عکس گرفتن در کنار مجسمه های گوناگون یکی از سرگرمی هایی است که همه ی ما حداقل یک بار تجربه آن را داشته ایم . اما بسیاری از ما هم فقط به گرفتن یک عکس عادی بسنده نمی کنیم و سعی می کنیم با شکلک در آوردن یا کارهای جالب عکس خاطره انگیزتری را ایجاد کنیم .
 
تصاویر دیدنی از ژست های بامزه افراد مختلف با مجسمه ها را خواهید دید .



چه غلطی کردی؟
 
ژست های خنده دار در کنار مجسمه ها (تصویری)

ولش کن کثافط
 
ژست های خنده دار در کنار مجسمه ها (تصویری)

متلک گفتی؟!
 
ژست های خنده دار در کنار مجسمه ها (تصویری)

!!!!!!!!!!!!
 
ژست های خنده دار در کنار مجسمه ها (تصویری)
 
مدلش چیه؟

ژست های خنده دار در کنار مجسمه ها (تصویری)
 
ژست های خنده دار در کنار مجسمه ها (تصویری)

بیا بریم دیگه
 
ژست های خنده دار در کنار مجسمه ها (تصویری)

خخخ
 
ژست های خنده دار در کنار مجسمه ها (تصویری)
[ 23 شهریور 1392 ] [ 01:30 ب.ظ ] [ باران ] [ 32 نظر ]

4321 شمارش معکوس

راستش چن وقت پیش خیلی اتفاقی نشستم مسابقه 4321رو دیدم راستش این مسابقه  از هنر های سینمایی مثل بازیگری و تدوین و دوبله و... هست که 4 شرکت کننده داره شرکت کننده ها بعد موفق شدن توی چند مرحله به نیمه نهایی و فینال میرسن یکی از کسایی که این مراحل رو طی کرد و مورد توجه بیننده ها قرار گرفت شارمین سجادی فر بود

این شرکت کننده با این که شب اخر اول نشد  ولی بیشترین امتیاز رو اورد

ولی بحث من اصلا یه چیز دیگست.......

شارمین سجادی فر یک سال پیش با سفر به تهران به دنبال آروزهایش در عرصه تئاتر به خصوص بازیگری و نویسندگی آمد، افتخار داشتیم که خیلی زود در عرصه بازیگری استعدادهای خود را نشان داد.
شارمین هنرجوی کارگاه بازیگری متد مدرسه تئاتر سه نقطه... شد و در حالی که تازه دوره های مقدماتی را گذرانده بود و آماده ورود به کارگاه بازیگری متد می شد از سوی دکتر مسعود دلخواه (مدرس دوره) به خاطر استعداد و خلاقیتش انتخاب گردید و همراه با هنرجویانی که دوره متد (سه ترم) را گذرانده بودند وارد پروژه اجرایی "زندگی انسان" شد. شارمین در "زندگی انسان" هم می درخشید و اینک جای او در این نمایش خالی است"http://axgig.com/images/63977922717242003694.jpeg

همچنین شارمین سجادی فر دانشجوی رشته ادبیات فرانسه بود و به سه زبان انگلیسی، فرانسه و عبری مسلط بود. شعر می سرود و بازیگر بسیار با استعدادی بود . شارمین بامداد دوشنبه به دلیل ایست قلبی از بین ما رفت در حالی که فقط 19 سال سن داشت و لبریز از امید و آرزو بود. شارمین به همه ی ما در سه نقطه درس بزرگ دوستی، صبر و علاقه پاک را یاد داد.

اینم عکساش توی مسابقه فینال
برنامه ای که خودش هم ندید
http://axgig.com/images/97590732440007993668.jpg
 شماره 3 برنده فینال شد که البته بهش تبریک میگم

http://axgig.com/images/72463447192540929480.jpg

http://axgig.com/images/72910511618529686377.jpg

http://axgig.com/images/20314325407853302581.jpg

http://axgig.com/images/74992105123722594287.jpg

آخرین لبخند ضبط شده از او وقتی مجری گفت که او برنده نیست


http://axgig.com/images/92787607209851124221.jpg

http://axgig.com/images/98114314428757028281.jpg

داوران گفتن که باید شرکت کننده ها مثل تائتر باید نقش یه گل رو  ایفا کنند که سر از خاک بیرون میاره  وباز میشه و بعد پژمرده میشه
گل شارمین زود پژمرده شده بعد بهش گفتن گل خوبی بود ولی حیف که زود پژمرده شدبه خاطر همین یه امتیاز هم ازش کم کردن
واقعا ه همین اتفاق افتاد
http://axgig.com/images/57794945120354665056.jpg
http://axgig.com/images/30311910515743196470.jpg

http://axgig.com/images/28648521960205145207.jpg

http://axgig.com/images/87722435718197158690.jpeg
که انگار برنامه چهار سه دو یک شمارش معکوس....

خدایش بیامرزد

برای شادی روحش صلوات بفرستید




میبینید مرگ چقد نزدیکه کی فکرش رو میکرد این کسی که این جا داره میخنده حتی

تصاویرخنده های خودش رو هم نبینه 

فاصله فقط یک تار مو 

یه کم مراقب رفتارامون باشیم..........................................................همین


[ 21 شهریور 1392 ] [ 12:58 ب.ظ ] [ باران ] [ 21 نظر ]

کودکی های من یادش بخیر(2)

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااام دوستاااااااااااااااااااااااان 

من بعد از قریب یک ماه برگشتم پیشتون

از همه ی اونایی ک لطف کردن  به یادم بودن و برام  نظر دادن واقعا ممنووووووووووووووووووووونم

من همه ی نظراتتون رو خوندم

راستی من براتون چند تا پست هم برای موقعه یی که نیستم میخواستم بذارم ولی دیدم خیلی محل نمیدین من نذاشتم

اینجارو مثل اینکه شکلهای بلاگ سکای هم تغییر کرده ها  

با قسمت دوم از پست کودکی های من یادش بخیر درخدمتتونم

این قسمت برنامه های و کارتون های دوست داشتنی



وقتی میخواست برنامه کودک شروع بشه



میااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااان برررررررررررررررررررررررررررناااااااااااااااااااااااامه

اینم با کیفیت بهتر




مامور مخصوص حاکم بزرگ میتی کمون



هیچوقت زنبه رو یادم نمیره!!!!!!!

سند باددددددددددددددددد


و پرنده اش راستی اسمش چی بود؟


و علی بابا 


اینم15 متری مهربون گوریل انگوری و بیگلی بیگلی


 یه سوال بزرگ میخوام ببینم کی میتونه جواب بده؟!

اسم این چی بووووووووووووووووووووووووووووود؟




واااااااااااااااااااااااای این سنجابه رو


اینم از پسر شجاع که می میگفت پژر پژر من اومدم



این قسمت هنوزم ادامه داره اگه این پستا رو دوست دارین بهم خبر بدین!!!!!

ممنونم 


[ 18 شهریور 1392 ] [ 08:01 ب.ظ ] [ باران ] [ 33 نظر ]

کودکی های من یادش بخیر(1)

سلااااااااااااااااام!

امروز با پست کودکی های من یادش بخیر اوووووووووومدم!

اومدم خاطراتی رو زنده کنم که شیرینی عسل هستنن ولی گاها به تلخی گذشت زمان!

خب بدون داستان و حاشیه بریم سراغ یه سری عکس خمشل!

یاد روزی که معلم کلاس اول آ غیر از آخر رو یادمون داد و سر مشق برامون نوشت!


آخی! یادش بخیر کدوماتون خبری از معلم کلاس اولتون دارین؟ راستی اسمش چی بود؟!

من شما رو نمیدونم ولی این صد آفرین پایین امضا معلم در حد لالیگا برام مهم بود



ترول محترم



اینم از درس املا که وقتی میگرفتن داشتن زهر به من می خوروندن




هی روزگار نامرد


یه چیزی میگم مسخرم نکین

من جدیدا فهمیدم با یه طرف این پاکنا میشده خودکار رو پاک کرد

کجایی دهقان...

آخه من با این چیکار کنم که تو اوج احساس آدمو مجبور به فحش دادن میکنه؟!

اینم لیوانمون


اینو همه باید همه یادشون باشه

روباه و خروس



بهترین ابزار بازی سر کلاس

باز منو ترانه

می خوای بگی روش درست کردن اینو م یادت رفته؟!


کدوم کم حافظه ای اینو یادش نمیااااااااااااااااد؟!!!!!!!!!!!!

دوستان مشتاق شنیدن نظراتتون هستم!

راستی این قسمت اول این پست بود بعدا با موضوعات دیگه این پست رو پیگیری میکنیم......

گفتم دیگه خیلی باکلاس شد اینم بگم

با تشکر

باران


[ 21 مرداد 1392 ] [ 10:20 ق.ظ ] [ باران ] [ 70 نظر ]

عید فطر نزدیک است

سلاااااااااااام دوستای گلم!امیدوارم که حالتون خوب خوب باشه!

راستش با سرعت نور داریم به اواخر ماه مبارک نزدیک میشیم ابته بااینکه این باعث خوشحالیه ولی این میتونه باعث بشه که فک کنیم توی این ماه با خودمون چن چن شدیم عایا از شبای قدر خوب استفاده کردیم یا نه؟ داریم پاک از ماه مهمونی خدا خارج میشیم یانه؟ هنوزم فرصت هست حتی یه لحظه رو هم از دست ندین......



پیشاپیش عید سعید فطر رو به همتووووووووون تبررررررریک میگم




اللهم اهل الکبریای و عظمه....





راستش دیشب رحمت الهی نازل شد 





حالا دیگه نه اینطوری!مگه میشه وسط تابستون اینجوری ببارم!


یه نم نم کوچولو به مدت چن دقیقه!که حتی زمین هم خیس نشد!


ولی بازم باعث شد بوی خاک بلند شه!


اوخی خیلی دلم کشیده ببارم!


..........


دیگه اینکه یه خبر جالب اونم اینکه

داریم میریم مسافرت






البته فک نکنین میخوام بگم اگه یه مدت نیستم ببخشیداااااااااااا!

اتفاقا هم پست میذارم  و نظراتتون رو میخووووووووونم پس بووووووووووووووووقین اگه سر نزنین فهمیدین!؟؟


دیگه اینکه یه اتفاق جالب که توی مسافرت چندین سال پیش اومده بود دوست داشتم براتون نعریف کنم حتما بخونین و گرنه یه چیز جالب رو از دست دادین

 



چندین سال پیش رفته بودیم مسافرت مشهد!بعد از ظهر ساعت حدود 3 بود  همه درحال خواب عصرانه توی هتل بودن ولی شخص این جانب ینی خود خود من بیدار بودم ناگهان صدایی به گوش رسید که شبیه صدای کلید بود وقتی که میخوای درو باز کنی  چرق چرق چرق اول گفتم کسی که بیرون نیست بخواد بیادتو پس حتماصدا مال در اتاقای دیگست ولی دوباره بعد چند دقیقه شروع شد انگار یه نفر داشت با در کشتی میگرفت تا اینکه دیگه خیلی شک کردم  یه چادر پیدا کردم وانداختم روی سرم بعد به طرف حرکت کردم ناگهان دیدم در داره باز میشه 


.

.

.

.

.

.

وقتی در به حالت نیمه باز در اومد دیدم بله  یه آقا پسر نیمچه نامحترم همانند چیزداره میاد تو ولی به قیافش نمیخورد دزدی چیزی بشه چون سنش زیاد نبود بعد وقتی منو دیده میگه:واای 

میگم : فک کنم اشتباه اومدین

با پرویی تمام برگشته میگه: نهههههههههه!اینجا اتاق 414ه

که انهو کوره منو نمیبینه که داخلم

-نه خیر اینجا314 ه

با اینک میبینه کسی تو هست ولی بازم میگه :نه اینجا 414ه

بچه پررو اومده بود تو خجالتم نمی کشید عذر خواهی کنه راشو بکشه بره

میگم بالای درو نگا کن!!!!!!

ینی کور دیدی اینم دیدی

برگشتم گفتم:اینجا 314ه 414 طبقه بالاست 

بازمقبول نمیکنه 

بعد ز چن دقیقه خود نفهمش فهمید چه اشتباهی کرده بعد عین بز فقط عین بز یعنی بز دیدی (شرمنده قصد توهین به بز ها رو نداشتم) سرشو انداخته پایین و به طور خیلی نامحسوس جیم شد!دیوووووووونه! وگرنه از خجات باید توی چاه های نفت یافت میشد!             




نگید الکی گفتم که میکشمتون ؟!حتما میپرسد چطور درو باز کرد اومد تو!؟؟!
.
.
.
.
.
در اصلا قفل نبود که!این داشت با کلید یه سویت دیگه این درو باز میکرد نیم ساعتم در گیر بود سر آخر دید باز نیمشه از دستگیره استفاد کرد!

.
.
.
.
هنوزم در عجبم..........        
[ 16 مرداد 1392 ] [ 10:56 ب.ظ ] [ باران ] [ 31 نظر ]

عکس های جالب

یه روز تو موزه...

نفــــــــــــــــس کش............



برید توی ادامه مطلب.......................

 
ادامه مطلب

[ 13 مرداد 1392 ] [ 10:43 ق.ظ ] [ باران ] [ 35 نظر ]

صومعه اسرار آمیز

سلااااااااااااااااااااااااااااام!

این داستان اومدم بگم این داستان برای کودکان زیر 9سال توصیه نمیشه!

بعضیا ستاره رو نشونن کنارشون بلند بلند بخونن

داستان سرکاری مرد و راهبان صومعه - www.SMSFA.org


اتومبیل مردی که به تنهایی سفر می کرد در نزدیکی صومعه ای خراب شد.

مرد به سمت صومعه حرکت کرد و به رئیس صومعه گفت : «ماشین من خراب شده. آیا می توانم شب را اینجا بمانم؟ »
رئیس صومعه بلافاصله او را به صومعه دعوت کرد. شب به او شام دادند و حتی ماشین او را تعمیر کردند
شب هنگام وقتی مرد می خواست بخوابد صدای عجیبی شنید. صدای که تا قبل از آن هرگز نشنیده بود .
صبح فردا از راهبان صومعه پرسید که صدای دیشب چه بوده اما آنها به وی گفتند :« ما نمی توانیم این را به تو بگوییم . چون تو یک راهب نیستی»
مرد با نا امیدی از آنها تشکر کرد و آنجا را ترک کرد.
چند سال بعد ماشین همان مرد بازهم در مقابل همان صومعه خراب شد.
راهبان صومعه بازهم وی را به صومعه دعوت کردند ، از وی پذیرایی کردند و ماشینش را تعمیر کردند.
آن شب بازهم او آن صدای مبهوت کننده عجیب را که چند سال قبل شنیده بود ، شنید.
صبح فردا پرسید که آن صدا چیست اما راهبان بازهم گفتند: :« ما نمی توانیم این را به تو بگوییم . چون تو یکراهب نیستی»
این بار مرد گفت «بسیار خوب ، بسیار خوب ، من حاضرم حتی زندگی ام را برای دانستن فدا کنم.....

بقیش توی ادامه مطلببببببببببببببببب.......................

 


ادامه مطلب
[ 10 مرداد 1392 ] [ 10:45 ق.ظ ] [ باران ] [ 36 نظر ]

شب قدر

سلام میکنم خدمت انور با سعادتون!

تشنه ام این رمضان تشنه تر از هر رمضانی شب قدر آمده تا قدر دل خویش بدانی لیله القدر عزیزی است بیا دل بتکانیم سهم ما چیست از این روز همین خانه تکانی

 

تقدیری سراسر خیر، برکت، خرسندی، سلامت، خوشبختی، سعادت دنیا و آخرت، توشه شب قدرتان باد.

 


التماس دعا


شهادت امیر المومنین(ع) رو تسلیت میگم



تو این شبها دعا برای تعجیل در فرج امام عصر(عج)

شفای بیماران

و تمام ملتمسین دعا

یادمون نره


بازم التماس دعا

 خدانگهدار


[ 8 مرداد 1392 ] [ 04:47 ب.ظ ] [ باران ] [ 13 نظر ]

مدادرنگی




همه ی مداد رنگی ها مشغول بودند به جز مداد سفید 

هیچ کسی به او کار نمی داد, همه می گفتند: 

"تو به هیچ دردی نمی خوری"

یک شب که مداد رنگی ها توی سیاهی کاغذ گم شده بودند

 مداد سفید تا صبح کار کرد ماه کشید، مهتاب کشید

 و آنقدر ستاره کشید که کوچک و کوچک تر شد

صبح توی جعبه مداد رنگی جای خالی او با

« هـ ـ ـ ـ ـ ــیـــ ـ ـ ـ ـ ـ ـچ »

 رنگی پر نشد . . . 



آخی یاد بچگیامون افتادم یادتونه همیشه چه رنگایی زود تر کوچیک میشد؟

ولی مشکی همیشه مقتدر و بلند بود!


منم از اینا میخوام



 تمام این سال‌ها دلم برای آن روزها گاهی لک می‌زد. همان روزهایی که مشق‌ها را به عشق نقاشی کشیدن می‌نوشتم. که کنار تمام نامه‌ها به دوستانم یک نقاشی بود.


عذر خواهی میکنم بابت اینکه بهتون سر پست قبلی سر نزدم 

حتما میام

.....................................................................................................

یادش بخیر....

ولی من هنوزم عاشق مداد رنگیا هستم سندهاش هم کاملا مشهوده 

شما چه خاطراتی با این جعبه دوست داشتنی دارین؟بهترین خاطره تون چیه؟

بهترین نقاشی که کشیدین؟

راستی هنوز یادتونه کدوم مداد رنگیا زود تر کوتاه میشدن؟


[ 5 مرداد 1392 ] [ 10:53 ق.ظ ] [ باران ] [ 31 نظر ]

حشره کش بدون بو

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام !

توی این روزا یه اتفا قاتی میفته که باید حتما تعریف کنم!

بذارید بگم امروز چیکارکردم!

راستش امروز از کلاس برگشتم  بعد در حیاط رو باز کردم اومد م تودارم درو می بندم که ناگهان حیوان مزخرفی جلوم همانند اسب ترکمن میدود واون حیوون دوست داشتنی چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بله به همه ی اونایی که گفتن سوسک تبریک میگم!یه سوسک قهوه ای با شاخک های یک متر و هفتاد سانتی!

بعدشم مثل رفته زیر جاکفشی !منم قیافه قهرمانا رو به خودم  گرفتم و گفتم حالا میدونم باهات چی کار کنم!

بعد رفتم گشتم حشره کش جان رو پیدا کردم !

خدمتتون عرض کنم که بعدشم روی پله وایستادم در فاصله دومتر ی !بعد عین هفت تیر حشره کش رو گرفتم  با تمام توان فشار دادم!پیسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس!حدودا چندین دقیقه دستم   روش بود از طرفی هم بدون بو بود منم حالیم نبود چقد دارم میزنم و دیگه هم اینکه دفعه اولم بود از این کارا میکردم!خدمتتون عرض کنم سوسکه که هیچی الان حدودا دوساعته که خودمم داره سرم درد میکنه!    

خدا کنه بلایی سرم نیاد دیگه!

به هر حال حلامون کنین !

   

بعد نوشتن این پست رفتم سراغش میبنم هنوز داره دست و پا میزنه!کثافطططططططططططططط!

     

یه نکته مهم این چه وضعشه اینهمه تی وی تو این ماه مبارک تبلیغ سان استار و بستنی پاندا میکنه حقشونه تو جهنم که دارن میسوزن بشینم جلوشون بستنی بخورم!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    

[ 2 مرداد 1392 ] [ 11:22 ق.ظ ] [ باران ] [ 27 نظر ]

طنز(10)



نمیدونم چرا دخـترای امـــروزی از سایز کله شون راضـی نیستند !


حتــــــما بـــاید یه قابـلمه یا زود پزی ، چیزی بـذارن زیر روسری شون تا


ســـرشـون بشــه اندازه گنبد امامزاده داود ...


.

.

.

وقتی پشت آیفون میپرسی :”کیه؟ 

 

۹۵% مردم میگن “باز کن”،

 ۵% باقیمونده هم میگن :”منم

.

.

هیچکس جواب درست نمیده

.

.

.

.

در دو حالت دخترا کاملا بی دفاعن !

یکی تازه ناخوناشونو لاک زده باشن

یکی هم کفش پاشنه بلند پاشون باشه

.

.

.

   یه سوال از بچگی مغز منُ درگیر کرده…
    این که تو جر و بحث بهت میگن حالا نشونت میدم دقیقاً چیو میخان نشون بدن؟

.

.

.

- قدیما یه کیلو سبزی می گرفتی پاک کنی دوتا کفش دوزدکی حلزونی از توش میومد بیرون کلی سرگرم می شدیم، اما حالا چی؟ نه سرگرمی ای نه دلخوشی ای ... هیچی...

.

.

.

- صبر...
کره ای: هیچ چی مثل منتظر بودن واسه عشقت عذاب آور نیست
آمریکایی: هیچ چی مثل منتظر بودن واسه یه ساندویچ گرم عذاب آور نیست
یونانی: هیچ چی مثل منتظر بودن واسه یه دسته چک عذاب آور نیست
انگلیسی: هیچ چی مثل منتظر بودن واسه یه مهمونی بزرگ عذاب آورر نیست
برزیلی: هیچ چی مثل منتظر بودن واسه یه مسابقه فوتبال عذاب آور نیست
ایرانی: انگار شما تا حالا با dialup کار نکردید!!!


.

.

.

.

خارجی ها قبل از امتحان:
موفق باشی رفیق :)
.
..
...
ایرانی ها قبل از امتحان:
برسونی ها =)))

.

.

.

یعنی اینقدی که پسرا به موهاشون میرسن ااگه به یه بوته شلغم رسیده بودن الان هلو می داد!!

.

.

.

روباهی موبایلی دید؛زاغه از بالای درخت گفت:
اگه پایین آنتن نمیده بده بالا برات بگیرم
روباه موبایل و داد زاغ گفت: این عوض قالب پنیر کلاس دوم ابتدایی

 


[ 1 مرداد 1392 ] [ 11:07 ق.ظ ] [ باران ] [ 40 نظر ]

والیبالیستای خوبمون(3)

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

بازم باران خانوم با یه پست والیبالی اوووووووووووووووووووووووووووومد(خیلی دیگه ارادت)

یه عالمه عکس براتون توی ادامه مطلب گذاشتم

الانم اعصابم داغونه وینستون لایتم کو؟

موشول اینادارن میان 

بلکم وایتم کو....... اه چی داشتم میگفتم واقعا اعصابم داره خوردمیشه ها دوستان بلاگفایی عنایت بفرمایین بلاگفا قاطی کرده منم تو هروبی میرم کد امنیتی نظرات رونمیاره البته یکی دوباری اورد شکل کده  تغییرکرده بوداحتمالابه همین دلیل ینی چشم و هم چشمی کردن با بلاگ اسکای مدل کدشوتغییرداده!خخخخ!  

 

  


ادامه مطلب
[ 29 تیر 1392 ] [ 10:17 ق.ظ ] [ باران ] [ 26 نظر ]

نامه شایان کوچولو به پریسا

سلام

این نامه شایان به پریساست

نظر یادتون نره

درمورداینکه پست های والیبالی تاچه اندازه خوب بودن هم بنویسید!

حالااین نامه رونخونین این سوالو که  یادتون بره!

یادتون نرهااااااااااااااااااااااااااااااااااا!




اون موردی که گفتم یادتون نره


[ 26 تیر 1392 ] [ 11:11 ق.ظ ] [ باران ] [ 40 نظر ]

طنز(9)


فک و فامیله داریم, استاتوس جدید فک و فامیله داریم, اس ام اس خانوادگی, اسمس خانوادگی, پیامک خانوادگی

سلام!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

خدمتتون عرض کنم که چن تا پست قبلی والیبالی بود گفتم شایدخسته شدین 

این گذاشتم یه کم روحتون شادشه

دیگه اینکه البته بازم پست والیبالی داریم

خدمت انور با سعادتون (مثل یکی ازمعلماحرف زدم) بگم که بر مقتدرانه 3هیچ ایران مقابل آلمان روتبریک میگم 

انشاله امشبم موفق بشن

.

.

.

.

داداش دوستم رفته مسافرت ماشینشو یه هفته داده دست دوستم باشه اونوقت داداشِ منم وقتی میره بیرون شلوارَکِشو قایم میکنه نکنه من بپوشمش !
از داداش هم شانس نیاوردیم …


ـــــــــــــــــــــــjoknazـــــــــــــــــــــــ

بابام دو هفته س تا میرم پای کامپیوتر میاد بغلم میشینه دستمو می گیره چُرت می زنه ؟
دیشب بهش میگم این کارا واسه چیه ؟؟؟
میگه تلوزیون گفته فرزندان خود را در دنیای مجازی تنها رها نکنید !


ـــــــــــــــــــــــjoknazـــــــــــــــــــــــ

یه روز دوست داداشم زنگ زد خونمون مامانم گوشیو برداشت ، یارو گفت : آقا حامد هستن ؟ مامانم گفت : نخیر ، دستشویی تشریف دارن !!!
یه همچین مامانی دارم من ؛ پسرشو تحویل میگیره در حد لالیگا !


ـــــــــــــــــــــــjoknazـــــــــــــــــــــــ

یه بار زنگ درو زدن منم رفتم جلوی در گفتم بفرمایید ! طرف گفت با داداشتون کار دارم …
منم گفتم یه لحظه گوشی !
اصن یه وضی بخدا !

ـــــــــــــــــــــــjoknazـــــــــــــــــــــــ

ﺍﺯ خواهرزادم پرسیدم دایی جون ﻗﯿﺎﻓﻪ ﻣﻬﻢ ﺗﺮﻩ ﯾﺎ ﭘﻮﻝ ﯾﺎ ﺧﻮﺷﺘﯿﭙﯽ ؟
ﮔﻔﺖ ﻭﺍﺳﻪ ﺗﻮ ﮐﻪ هیچکدومو ﻧﺪﺍﺭﯼ ﭼﻪ ﻓﺮﻗﯽ ﺩﺍﺭﻩ ؟؟؟
من :|
پول :))
قیافه :))
خوشتیپی =))
آنتونیو باندراس :|

ـــــــــــــــــــــــjoknazـــــــــــــــــــــــ

داداشم زد شیشه ادکلونو شیکوند ، با عجله میگه زود باش چند تا لباس بیار بکشیم روش حیفه !
تو کف مدیریت بحرانشم …


ـــــــــــــــــــــــjoknazـــــــــــــــــــــــ

دیروز دراز کشیده بودم داشتم چنتا تمرین حل میکردم …
بابام اومده منو دیده محکم گرفته منو که نتونم تکون بخورم بعد بلند بلند میگه : خانوم پاشو بیا اون دوربین عکاسی رو هم بیار یه صحنه ی نادر پیش اومده !
مامانم دوربینو آورده بابام یه عکس ازم گرفته میگه این صحنه هر صدسال یه بار پیش میاد!!! اگه این عکسو بذارم اینترنت معروف ترین آدم دنیا میشم …
آیا من سر راهیم ؟؟؟
آیا فک و فامیله داریم ؟؟؟
آیا این داستان واقعی است ؟؟؟


ـــــــــــــــــــــــjoknazـــــــــــــــــــــــ

دیشب مهمون داشتیم خواهر کوچیکم داشت چایی تعارف میکرد ، به زن عموی بابام که رسید به خواهرم گفت : الهی پیر شی ؛ آبجیه منم که معنیه این حرفو نمیفهمید گفت الهی خودت بمیری …
تا نیم ساعتم رفت تو اتاقش گریه کرد !


ـــــــــــــــــــــــjoknazـــــــــــــــــــــــ

داداشم میگه وقتی موهاتو سیخ سیخی میکنی شبیه فرچه توالت میشی !


ـــــــــــــــــــــــjoknazـــــــــــــــــــــــ

دوستم وکیله یه روز رفته دادگاه واسه کار اداری ، سر و کارش افتاده به یه مرد جدی و بداخلاق !
یارو گفته مثل اینکه تا به حال منو ندیدید؟ دوستم هول کرده گفته خیر ، زیارت نداشتیم سعادت کنیم شمارو !



[ 22 تیر 1392 ] [ 03:18 ب.ظ ] [ باران ] [ 37 نظر ]
قالب وبلاگ

گالری عکس
دریافت همین آهنگ

قالب وبلاگ